قرآن از زبان قوم نوح نقل می کند که«آنها گفتند :ای نوح این همه بحث و مجادله کردی بس است تو بسیار با ما سخن گفتی دیگر جایی برای بحث باقی نمانده است.اگر راست می گویی همان وعده های دردناکی را که به ما می دهی در مورد عذاب های الهی تحقق ببخش». سوره هود آیه32این درست به آن می ماند که شخص یا اشخاصی دربار ه ی مساله ای با ما سخن بگویند و در ضمن تهدید هایی هم کنند و ما می گوییم پر حرفی بس است بروید و هر کاری از شما ساخته است انجام دهید و هیچ معطل نشوید اشاره به اینکه:نه به دلائل شما وقعی می نهیم و نه از تهدیدتان می ترسیم و نه حاضریم بیش از این گوش به سخنان شما فرا دهیم.انتخاب این روش در برابر آن همه محبت و لطف پیامبران الهی و گفتارهایی که همچون آب زلال و گوارا بر دل می نشیند حکایت از نهایت لجاجت و تعصب و بی خبری می کند.ضمنا از این گفتار نوح به خوبی برمی آید که مدتی طولانی برای هدایت آنها کوشیده است و از هر فرصتی برای رسیدن به این هدف یعنی ارشاد آنان استفاده کرده است آنقدر که آن قوم گمراه اظهار خستگی از سخنان و ارشادهایش کردند.این واقعیت از سایر آیاتی که در قرآن درباره ی نوح آمده نیز به خوبی روشن می شودقرآن در سوره نوح به طور مبسوط این معنی رابیان کرده است:«پروردگارا من قوم خود را شب و روز به سوی تو خواندم ولی دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنها نیفزود و من هر زمان آنها را دعوت کردم تا ایمان بیاورند و تو آناه را بیامرزی. انگشتان خود را در گوش ها قرار دادند و لباس هایشان را بر خود پیچیدند من باز دست از دعوت برنداشتم آشکارا و سپس پنهانی آنان ا به سوی تو دعوت کردم و پی در پی اصرار ورزیدم ولی آنها به هیچ وجه به سخنان من گوش فرا ندادند»» سوره نوح آیات 5 تا 13 نوح در برابر این بی اعتنایی لجاجت و خیره سری با جمله کوتاهی چنین پاسخ گفت:«تنها اگر خدا اراده کند به این تهدیدها و وعده های عذاب تحقق می بخشد». سوره هود آیه33 ولی به هر حال این از دست من خارج است و در اختیار من نیست من فرستاده ی اویم و سر بر فرمانش دارم بنابراین مجازات و عذاب را از من مخواهید.اما بدانید هنگامی که فرمان عذاب فرا رسد«شما نمی توانید از چنگال قدرت او بگریزید و به مامن و پناهگاهی فرار کنید» سوره هود آیه33
آخرین سخنی که نوح در پاسخ به ایرادهای واهی قوم به آنها می گوید این است که اگر شما خیال می کنید و انتظار دارید من امتیازی جز از طریق وحی و اعجاز بر شما داشته باشم اشتباه است با صراحت باید بگویم که «من نه به شما می گویم خزائن الهی در اختیار من است و نه هر کاری بخواهم می توانم انجام بدهم. و نه می گویم از غیب آگاهی دارم.و نه می گویم من فرشته ام». سوره هود آیه31 این گونه ادعا های بزرگ و دروغین مخصوص مدعیان کاذب است و هیچ گاه یک پیامبر راستین چنین ادعاهایی نخواهد کردچرا که خزائن الهی و علم غیب تنها در اختیار ذات پاک خدا است و فرشته بودن با این احساسات بشری سازگار نیست.بنابراین هر کس یکی از این سه ادعا یا همه ی آنها را داشته باشد دلیل بر دروغگویی او است. در پایان بار دیگر به این موضوع ایمان آورندگان مستضعف پرداخته و تاکید می کند که «من هرگز نمی توان درباره ی این افرادی که در چشم شما حقیرند بگویم خداوند هیچ خیر و پاداش نیکی به آنه نخواهد داد» سوره هود آیه31بلکه به عکس خیر این جهان و ان جهان مال آنهاست هر چند دستشان از مال و ثروت تهی است این شما هستید که بر اثر خیالات خام خیر را در مال و مقام یا سن و سال منحصر ساخته اید و از حقیقت و معنی به کلی بی خبرید.و به فرض که گفته شما راست باشد و آنها اراذل و اوباش باشند خدا از درون جان آنها و نیاتشان آگاه است.من که جز ایمان و صداقت از آنها چیزی نمی بینم و به همین دلیل ویفه دارم آنان را بپذیرم من مامور به ظاهرم و بنده شناس خداست.و «اگر غیر از این کاری کنم مسلما از ستمکاران خواهم بود» سوره هود آیه31
«ای قوم من در برابر این دعوت از شما مال و ثروت و اجر و پاداشی مطالبه نمی کنم اجر و پاداش من تنها بر خدا است». سوره هود آیه29 این به خوبی نشان می دهد که من هدف مادی از این برنامه ندارم و جز به پاداش معنوی الهی نمی اندیشم و هرگز یک مدعی دروغین نمی تواند چنین باشد و این همه دردسر و ناراحتی را به خاطر هیچ برای خود بخرد.و این میزان و الگویی است برای شناخت رهبران راستین از فرصت طلبان دروغین که هر گامی را بر مب دارند به طور مستقیم و غیر مستقیم هدف مادی از آنان دارند.سپس در پاسخ آنها که اصرار داشتند نوح ایمان آورندگان فقیر و یا کم سن و سال را از خود براند با قاطعیت می گوید «من هرگز کسانی را که ایمان می آورند به خاطر شما از خود طرد نمی کنم.چرا که آنها با پروردگار خویش ملاقات خواهند کرد و در سرای دیگر خصم من در برابر او خواهند بود». سوره هود آیه29 در پایان به آنها اعلام می کند که«من شما را مردمی جاهل می دانم». سوره هود آیه 29چه جهل و نادانی از این بالاتر که مقیاس سنجش فضیلت را گم کرده اید و آن را در ثروت و تمکن مالی و مقام های ظاهری و سن و سال جستجو می کنید. و به گمان شما افراد پاکدل و با ایمان که دستشان تهی و پایشان برهنه است از درگاه خدا دورند این اشتباه بزرگ شماست و نشانه جهل و بی خبریتان.به علاوه شما بر اثر جهل و نادانی چنین می پندارید که پیامبر باید فرشته باشد در حالی که رهبر انسان ها باید از جنس آنان باشد تا نیازها و مشکلات و دردهای آنان را بداندو لمس کند.سپس برای توضیح بیشتر به آنها می گوید :«ای قوم اگر من این گروه با ایمان را طرد کنم چه کسی در برابر خدا (در آن دادگاه بزرگ عدالت و حتی در این جهان) مرا یاری خواهد کرد»؟! سوره هود آیه30 طرد افراد صالح و مومن کار ساده ای نیست آنها فردای قیامت دشمن من خواهند بود و هیچ کس نمی تواند درآنجا از من دفاع کند و نیز ممکن است مجازات الهی در این جهان دامن مرا بگیرد.«آیا اندیشه نمی کنید» سوره هود آیه30 تا بدانید آنچه می گویم عین حقیقت است.
پاسخ نوح
قرآن پاسخ های منطقی نوح را در برابر این ماجراجویان بیان می کند نخست می گوید:«ای قوم اگر من دارای دلیل و معجزه ی آشکاری از سوی پروردگار باشم و مرا در انجام این رسالت مشمول رحمت خود ساخته باشد و این موضوع بر اثر عدم توجه بر شما مخفی مانده باشد آیا باز هم می توانید رسالت مرا انکار کنید و از پیروی من دست بردارید؟» سوره هود آیه 28
این پاسخ جامع می تواند جوابگوی هر سه ایراد گردد زیرا نخستین ایرادشان این بود که چرا تو انسان هستی؟ او در پاسخ می گوید: درست است که من انسانی هستم همچون شما ولی مشمول رحمت الهی واقع شده ام و دلیل و بینه آشکاری به من داده است بنابراین انسانیتم نمی تواند مانع این رسالت بزرگ باشد و لزومی ندارد که فرشته باشم.شما بی فکر هستید که این حقیقت روشن را انکار می کنید زیرا دلائلی با من است که برای هر فرد حقیقت جویی کافی و قانع کننده است مگر افرادی چون شما که زیر پوشش غرور و خودخواهی و تکبر و جاه طلبی چشم حقیقت بینشان از کار افتاده باشد. سومین ایراد آنها این بود که می گفتند:«ما هیچ برتری برای شما بر خود نمی یابیم» و او در پاسخ می گوید :چه برتری از این بالاتر که خداوند مرا مشمول رحمتش ساخته و مدارک روشن در اختیارم گذاشته است. بنابراین هیچ دلیلی ندارد که شما مرا دروغگو خیال کنید زیرا که نشانه های صدق گفتار من آشکار است. و در پایان می گوید:«آیا ما می توانیم شما را بر پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم و در حالی که خود شما آمادگی ندارید و از پذیرش و حتی تفکر و اندیشه پیرامون آن کراهت دارید» سوره هود آیه28
امامزاده را از زوارش می شناسند
دلیل دیگر آنها این بود که گفتند ای نوح «ما در اطراف تو و در میان آنها که از تو پیرویکرده اند کسی جز یک مشت ارذل و جوانان کم و سن و سال ناآگاه و بی خبر که هرگز مسائل را بررسی نکرده اند نمی بینیم.»سوره هود آیه27 ارزش یک پیشوا را باید از پیروانش شناخت و به اصطلاح امازاده را از زوارش می شناسد ما وقتی به پیروان تو نگاه می کنیم مشتی بی سر و پا گمنام . فقیر تهیدست و پابرهنه که کسبهای ضعیف و ناچیزی دارند اطرافت را گرفته اند با این حال چگونه انتظار داری ثروتمندان سرشناس و اشراف بانام و نشان سر تسلیم بر آستان تو بسایند؟ اصلا هرگز آب ما با این جمعیت در یک جو نمی رود ما هیچ گاه بر سر یک سفره نشسته ایم و در زیر یک سقف اجتماع نکرده ایم چه انتظار نا معقولی داری؟ درست است آنها در این تشخیص صائب بودند که پیشوا را باید از طریق پیروان شناخت ولی اشتباه بزرگشان این بود که آنها مفهوم و معیار شخصیت را گم کرده بودند آنها معیار سنجش ارزش ها را مال و ثروت لباس و خانه و مرکب زیبا و گران قیمت قرار داده بودند و از پاکی و تقوا و حق جوئی و صفات عالی عالی انسانیت که در طبقات کم درآمد بسیار بود و در اشراف بسیار کم غافل بودند. روح طبقاتی در بدترین اشکالش بر فکر آنها حاکم بود به همین دلیل طبقه ی تهی دست را «اراذل» می شمردند و اتفاقا آنها اگر از زندان جامعه طبقاتی بیرون می آمدند به خوبی می توانستند درک کنند که ایمان این گروه خود بهترین دلیل بر حقانیت و اصالت دعوت این پیامبر است. و اینکه آنها را به عنوان(ظاهر بین و بی مطالعه و کسی که با یک نظر عاشق و خواهان چیزی میشود)نامیدند در حقیقت به خاطر آن بود که لجاجت و تعصب های ناروائی را که دیگران داشتند آنها نداشتند بلکه بیشتر جوانان پاک دلی بودند که در نخستین تابش حقیقت را در قلب خود به سرعت احساس می کردند و با هوشیاری ناشی از حقیقت جوئی نشانه های صدق را در گفته ها و اعمال پیامبر به زودی درک می کردند.بالاخره سومین ایراد آنها این بود که مب گفتند قطع نظر از اینکه تو انسان هستی نه فرشته و علاوه بر اینکه ایمان آورندگان به تو نشان می دهد که دعوتت محتوای صحیحی ندارد«اصولا ما هیچ گونه برتری برای شما بر خودمان نمی بینیم تا به خاطر آن از شما پیروی کنیم.» سوره هود آیه27 و به همین دلیل«ما گمان می کنیم که شما دروغ گو هستید» سوره هود آیه27.
950 سال دعوت و 7 مومن
در اینکه نوح بعد از طوفان چند سال زندگی کرد گفتگو است بعضی 50 سال و بعضی 60 سال نوشته اند. نوح فرزند دیگری داشت به نام کنعان که با پدر مخالفت نمود حتی حاضر نشد در کشتی نجات به او ملحق شود و با بدان بنشست و ارزش خاندان نبوت را گم کرد و طبق صریح قرآن سرانجام همچون سایر کفار در طوفان غرق شد.
در اینکه چند نفر در این مدت طولانی به نوح ایمان آوردند و با او بر کشتی سوار شدند نیز گفتگو است:بعضی80 نفر و بعضی7 نفر نوشته اند.داستان نوح در ادبیات عربی و فارسی انعکاس فراوانی دارد و بیشتر روی طوفان و کشتی نجات او تکیه شده است.
نوح اسطوره ای از صبر و شکر و مقاومت بود و گفته اند نخستین کسی است که برای هدایت انسان ها علاوه بر منطق وحی از منطق استدلال و عقل نیز کمک گرفت و به همین دلیل حق بزرگی بر همه خداپرستان جهان دارد.
نوح (ع) نخستین پیامبر اولوالعزم
قرآن مجید در آیات فراوانی از نوح سخن می گوید و روی هم رفته در بیست و نه سوره از قرآن درباره ی این پیامبر بزرگ گفته شده و نام او 43 بار در قرآن آمده است.قرآن مجید قسمت های مختلفی از زندگی او را دقیقا شرح داده قسمت هایی که بیشتر مربوط به جنبه های تعلیم و تربیت و پند و اندرز گرفتن می شود.
اسم نوح عبدالغفار و یا عبدالملک یا عبدالاعلی بوده و لقب نوح از این نظر به او داده شده است که سالیان دراز بر خویشتن یا بر قوم خود نوحه گری می کرد نام پدرش لمک یا لامک بود و در مقدار عمرش اختلاف است بعضی 1490 سال و در بعضی از روایات 2500 سال آمده و درباره قوم او نیز عمرهای طولانی در حدود 300 سال نوشته اند آنچه مسلم است اینکه او عمری بسیار طولانی داشت و طبق صریح قرآن 950 سال در میان قومش درنگ کرد(و مشغول تبلیغ بود). نوح سه فرزند داشت حام و سام و یافث مورخان معتقدند که تمامی نژادهای امروز کره زمین به آن سه فرزند باز می گردد گروهی حامی هستند که در منطقه آفریقا ساکنند و گروه دیگری از نژاد سامی هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند و نژاد یافث را ساکنان چین می دانند.
سرگذشت تکان دهنده ی نوح و قومش
بدون شک داستان قیام نوح و مبارزه ی سرسختانه و پی گیرش با مستکبرین عصر خویش و سرانجام شوم آنها یکی از عبرت انگیزترین فرازهای تاریخ بشر است که در هر گامی از آن درس عبرت مهمی نهفته است.
قرآن نخستین مرحله ی این دعوت بزرگ را بیان کرده و می گوید :«ما نوح را به سوی قومش فرستادیم او به آنها اعلام کردکه من بیم دهنده ی آشکاری هستم». سوره هود آیه25
سپس محتوای رسالت خود را در یک جمله خلاصه می کند و می گوید رسالت من این است که«غیر از الله دیگری را پرستش نکنید».سوره هود آیه 26 و بلافاصله پشت سر آن همان مساله ی انذار و اعلام خطررا تکرار می کند و می گوید:«من بر شما از عذاب روز دردناکی بیمناکم».سوره هود آیه26 در حقیقت توحید و پرستش الله (خدای یگانه ی یکتا) ریشه و اساس و زیربنای تمام دعوت پیامبران است.اکنون ببینیم نخستین عکس العمل طاغوت ها و خودکامگان و صاحبان زر و زور آن عصر در برابر این دعوت بزرگ و اعلام خطر آشکار چه بود؟ مسلما چیزی جز یک مشت عذرهای واهی بهانه های دروغین و استدلال های بی اساس که برنامه ی همه ی جباران را در هر عصر و زمان تشکیل می دهد نبود.آنها سه پاسخ در برابر دعوت دعوت نوح دادند:نخست«اشراف و ثروتمندانی که از قوم نوح کافر بودند گفتند ما تو را جز انسانی همانند خود نمی بینیم».سوره هود آیه 27 در حالی که رسالت الهی را باید فرشتگان بدوش کشند نه انسان هایی همچون ما به گمان اینکه مقام انسان از فرشته پایین تر است و یا درد انسان را فرشته بهتر از انسان می داند!
حضرت ادریس (ع)
طبق نقل بسیاری از مفسران ادریس جد پدر نوح است.نام او در تورات اخنوع و در عربی ادریس می باشد که بعضی آن را از ماده ی درس می دانند زیرا او اولین کسی بود که با قلم خط نوشت او علاوه بر مقام نبوت به علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و نخستین کسی بود که طرز دوختن لباس را به انسان ها آموخت.
در مورد این پیامبر بزرگ قرآن تنها دو بار آن هم با اشاره های کوتاهی سخن گفته است یکی در آیات سوره مریم آیه 56به بعد و دیگری در سوره انبیا آیه 85 و86 و در روایات مختلف شرح مبسوطی درباره زندگی او نوشته اند که نمی توان همه آنها را معتبر دانست به همین دلیل ما به اشاره بالا قناعت کرده و از این بحث می گذریم.
ای وای بر من
سپس قرآن اضافه می کند در این موقع قابیل از غفلت و بی خبری خود ناراحت شد و «فریاد برآورد که ای وای بر من آیا من باید از این زاغ هم ناتوان تر باشم و نتوانم همانند او جسد برادرم را دفن کنم اما به هر حال سرانجام از کرده خود نادم و پشیمان شد»سوره مائده آیه 31
آیا پشیمانی او به خاطر این بود که عمل زشت و ننگینش سرانجام بر پدر و مادر و احتمالا برادران دیگر آشکار خواهد شد؟و او را شدیدا سرزنش خواهند کرد؟ و یا به خاطر این بود که چرا مدتی جسد برادر را بر دوش می کشید و آن را دفن نمی کرد؟ و یا به خاطر این بوده که اصولا انسان بعد از انجام هر کار زشتی یک نوع حالت ناراحتی و ندامت در دل خویش احساس می کند ولی روشن است که انگیزه ی ندامت او هر یک از احتمالات سه گانه فوق باشد دلیل بر توبه او از گناه نخواهد بود توبه آن است که از ترس خدا و به خاطر زشتی عمل انجام گیرد و او را وادار کند که در آینده هرگز به سراغ چنین کارهایی نرود اما هیچ گونه نشانه ای در قرآن از صدور چنین توبه ای از قابیل به چشم نمی خورد بلکه در آیه بعد شاید اشاره به عدم چنین توبه ای نیز باشد.
در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده که فرمود:
«خون هیچ انسانی به نا حق ریخته نمی شود مگر اینکه سهمی از مسئولیت آن بر عهده قابیل است که این سنت شوم آدم کشی را در دنیا بنا نهاد.»شک نیست که سرگذشت فرزندان آدم یک سرگذشت واقعی است و علاوه بر اینکه آیات قرآن و اخبار اسلامی این واقعیت را اثبات می کند تعبیر (بالحق)که در نخستین آیه از این آیات وارد شده نیز شاهدی برای این موضوع است بنابراین کسانی که به این آیات جنبه تشبیه و کنایه و داستان فرضی و به اصطلاح سمبولیک داده اند گفتاری بدون دلیل دارند.

